محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2795

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كار خطيم چنان بود كه زياد او را به بحرين تبعيد كرد . آنگاه اجازه داد كه بيامد و گفت : « از شهر خويش برون مشو » و به مسلم بن عمرو گفت : « ضامن وى شو . » اما او نپذيرفت و گفت : « اگر شب از خانه اش بيرون ماند به تو خبر مىدهم . » گويد : پس از آن مسلم پيش زياد آمد و گفت : « ديشب خطيم در خانه اش نبود » زياد بگفت تا او را بكشتند و در محلهء باهله انداختند . در اين سال عتبة بن ابى سفيان سالار حج شد . در اين سال عاملان و ولايتداران همان عاملان و ولايتداران سال پيش بودند . آنگاه سال چهل و هفتم در آمد . سخن از حوادث سال چهل و هفتم غزاى زمستانى مالك بن هبيره به سرزمين روم و هم غزاى زمستانى ابو - عبد الرحمان قينى در انطاكيه در همين سال بود در اين سال عبد الله بن عمرو بن عاص از مصر معزول شد و معاوية بن خديج عامل مصر شد و چنان كه واقدى گويد در ناحيهء مغرب بگشت . وى از طرفداران عثمان بود . گويد : وقتى معاوية بن حديج از اسكندريه آمده بود عبد الرحمان بن ابى بكر بر او گذشت و گفت : « اى معاويه ، پاداشت را از معاويه گرفتى ، محمد بن ابى بكر را كشتى كه ولايتدار مصر شوى و اينك ولايتدار شدى . » گفت : « محمد بن ابى بكر را به سبب رفتارى كه با عثمان كرده بود كشتم . » عبد الرحمان گفت : « اگر فقط خونخواه عثمان بودى در كارهاى معاويه شركت نمىكردى و وقتى عمرو بن عاص با اشعرى چنان كرد ، پيش از همه بر نمىجستى كه با او بيعت كنى . »